سفارش تبلیغ
صبا
از لغزش جوانمردان در گذرید که کسى از آنان نلغزید ، جز که دست خدایش برفرازید . [نهج البلاغه]

مادر

ارسال‌کننده : کامران آقاخانی در : 87/3/9 11:51 صبح

من نعمتی از خداوندم...

فرزندی که پاک متولد میشود و در دامان پر مهر مادر پرورش می بیند،من،منِ حقیقتم.

مادر:

با وجود تو آسودگی زمان را به لبخندی هدیه می کنم و قد کشیدن خود را آسمانی می بینم،تو تندیسی از مهر و وفاداری هستی و شهادت میدهم مقدس تر از تو نمی جویم،تو خداوند مرا شناساندی...

مادر

دست مهربونیات روی سرم،پیش تو همیشه فصل آخرم

چشمای تو پُر آرامش من،عاشقانه عاشق تو مادرم

چه پسندیده نگاه خوب تو،منو معصوم همیشه می کنه

چه غریبونه دل غریب تو،راه خستگی رو پیشه می کنه

همه جا مرهم زخم این تنم،همه جا پناه دلواپسی هام

همه جا رفیق خوب لحظه ها،همه جا تنها کس بی کسی هام

می نویسم از تو ای همیشه سبز،ای تو واژه واژه ی ترانه هام

مادرم تاج سرم،بال و پرم،با تو شروع عاشقانه هام

هم صدای آرزوهای توأم،شب نشین غصه های من توئی

لذت امروز و فردای توأم،تنها یار لحظه های من توئی

همه جا مرهم زخم این تنم،همه جا پناه دلواپسی هام

همه جا رفیق خوب لحظه ها،همه جا تنها کس بی کسی هام




کلمات کلیدی :

دختر جهنمی

ارسال‌کننده : کامران آقاخانی در : 87/3/6 9:7 عصر

میخوام از همه فرار کنم،میخوام برم و برم و برم

آره حالم از این موندن بی فایده به هم میخوره،هیچکس پیدا نمیشه که قدر منو بدونه،هیچکی نیست که فکر کنه منم آدمم،منم زندگی دارم،شعور و شخصیت دارم،لعنت به این دنیا که فقط خودشو می بینه،لعنت به من...

اینا حرفایی بود که دختری تو نامه نوشته بود،ولی فکر نمی کرد آخرش چی میشه؟؟؟

خواستم ترانه ای براش بگم اما دیدم با rap بهتر میخونه

دختر فراری

مث سیب سرخ و مث خیار سبزی          دختر خودت بگو چند و چقدر می ارزی؟

مث آلبالو ترش و مث هلو خوشکلی        ولی با این همه حرفا هنوز پُر مشکلی

آره دختری،لطیفی و شیرین زبون و نازی     آره واسه گرگای جامعه همیشه نیازی

خونه بدِ،پدر بدِ،مادر بدِ،تو خوب باش       فراری بودن چه فایده،مبارزه بکن باش

دلواپس کدومشی؟اینکه نمونده مهلتی       یا اینکه مثل هرزه ها،یه زن بی لیاقتی

جامعه رو ندیدی با گرگای درنده مگه؟    فکر میکنی فراری شی میبره بازنده مگه؟

درسته که مشکلات خانوادگی زیاده    درسته که هر کی تو دلش یه گفته هایی داره

میدونم طعم نون و ماست واسه تو کباب نمیشه        

میدونم گریه های شب رویاهای خواب نمیشه       

مسلمه جیب خالی خیلی حسرتا می کِشه      

این معلومه بعضی حرفا خود آدم و می کُشه          

درسته که یه وقتایی محرم رازی نداری                 

 درسته که بعضی شبا میشینی غصه شماری

شاید توی تنها بودن یه موقعا زاری کنی   

شاید بخوای با تیغ صورت تراشی بازی کنی

اما آخرش چی میشه؟نوبت رهایی حالاست؟         

چرا ناامید شدی زود،هنوز خدایی اون بالاست

منو این دله دیوونه،داد و فریادای خونه،حسرت یه آشیونه

کسی با من نمی مونه،خدا خودش خوب میدونه،منو این دله دیوونه

آره تو پارکا جایی واسه خواب شما نمونده         

دستشوئی ها پُر شدن و کارتون خوابه پیچونده

گفتی فرار میکنی و با پسره پر میزنی                 

فکر نمی کردی یه روزی به هرزگی سر بزنی

تاجر دخترِ،آره همون شبگرد کوچه ها    پس فردا باز توی دبی عبدالمالک با بچه ها

نکنه حیا رفته و آبرو قِی شد تو چشات  

میخوای تن فروشی کنی،اینطوری بری امارات؟

خونه بدِ،چون پدر و برادرت غیرت دارن؟   چون نمی تونن پیه بی غیرتی به تن بمالن؟

چون میدونن اون پسره دنبال ناموسِشونه  

چار تا پیرن بیشتر پاره کردن اینو خوب میدونن؟

چون میدونن عاشقیِ تو فقط یه جور هوسه       

یا میدونن آخرش به بی آبروئی میرسه؟

اینا رو تو درک نمیکنی و میگی آزادی        آزادی تو این شده میدونم سر به بادی

منو این دله دیوونه،داد و فریادای خونه،حسرت یه آشیونه

کسی با من نمی مونه،خدا خودش خوب میدونه،منو این دله دیوونه




کلمات کلیدی :

تکس

ارسال‌کننده : کامران آقاخانی در : 87/2/31 12:6 عصر

Rap

دستات هنوز تو دسِ ابلیسه،چشمات پر اشک و خونه هنوز خیسه

پاهات از قدم زدن دیگه افتادن،کیا اومدن و جلو ملیتت پُز دادن

یه عده که از خودشون هیچ چیزی نداشتن؟

یا اونا که رو حقوق بشر پا گذاشتن؟

یا نکنه اونا که گفتن بمب اتم مال ماست؟

یا اونا که کشت و کشتار براشون حکمی از خداست؟

ملیت اونا چیه؟از نژاد ژِرمنه؟            گفتن انگار جهان سوم،نگفتی اون با منه؟

اونایی که تو قرنشون ندارن یه نام اصیل؟

یا اونایی که حقه هاشون واسه ما شده فسیل؟

از ته دل داد بزن و بگو هم وطن منی            بدون ایران نمیخوام نه گوشت و نه پوست و تنی

یه دل و صد تا گلایه،یه تن و هزار تا سایه

یه غرور توی وجودم،سرزمینم هست و بودم

بنویس برای دنیا،چه تو بیداری چه رویا

سرزمین پاک شیران،افتخارم مرز ایران

آره سرمشق بگیر از تندیس داریوش            یا از فرهنگ ما بالا ببر ذهن و عقل و هوش

یا با کتابای سعدی بیا عبرت بگیر               یا با دار و الشفای بوعلی حکمت بگیر

به ما گفتی تروریسم مگه ما آدم کُشیم؟

مگه ما میخوایم تو جهان همیشه اول باشیم؟

آره ما گفتیم اولیم ولی از عقل و منطق

چرا تو دامن ماهواره ها می کنی هق هق؟

ما رو تهدید نکن بیا یه کم درستکار باش         از خواب خوشی که ساختی بپر تو بیدار باش

هوشیار به تو میگم اینو،تا خوب گوش کنی      بهتره ساده از ذهنت ما رو فراموش کنی

ایرانی هر جا که باشه افتخارش وطنشه           نجابت قلبای پاک و غیرت بدنشه

تا آخرین نفس که برام تو سینه باقیه               میگم ایران وجودمه،همین برام کافیه




کلمات کلیدی :

عشق من

ارسال‌کننده : کامران آقاخانی در : 87/2/31 12:5 عصر

من پنجره ای باز می کنم و عشق را فریاد می کشم،شاید نهال زندگی در من بار ور شود...

سلام

سلامی گرم به اندازه ی تمام لحظات پاک زندگی،امیدوارم همیشه لبخند بر لبهای سرخ شما پدیدار باشه.

باز هم با ترانه های جدید در خدمت شما هستم.

فریاد خاموش

به یاد تو دلِ من،شعله کشیده انگار

هوای با تو بودن،شبِ خدانگهدار

بازم به یاد چشمات،گریه شده بهونه

غم نبودن تو،اشکای دونه دونه

دوباره خاطراتت،به اوج من رسیده

دوباره دوریه تو،امونمُ بریده

چیزی برام نمونده،جز یه نفس تو سینه

کاش می تونست که بازم،به عشق تو بشینه

برو که بی نیازی،از هر چی با تو بودم            اما به عشقت شبُ،آتیش زدم سوزوندم

از تو گلایه دوره،غریب این عذابی                شب پُرِ شعل? من،وقتی که توی خوابی

سو سوی این دو چشمام،به آخرش رسیده

این دل دلشکسته،نفس نفس بریده

فردا رو من نمیخوام،این شب بزرگ و خوبه

 تنهاییه من انگار،به تلخیه غروبه

بوسه بزن به خورشید،که کار من تمومه

دیدن تو دوباره،تموم آرزومه

بازم خدانگهدار،ای احتیاج بودن

تموم سادگیمو،به زیر پات کشوندن

برو که بی نیازی،از هر چی با تو بودم            اما به عشقت شبُ،آتیش زدم سوزوندم

از تو گلایه دوره،غریب این عذابی                شب پُرِ شعل? من،وقتی که توی خوابی

با آرزوی موفقیت




کلمات کلیدی :

مست تو

ارسال‌کننده : کامران آقاخانی در : 87/2/31 12:5 عصر

سرمست

می خواستم و نخواستی با تو باشم

نخواستم و تو خواستی من نباشم

گذشتم و بی تو شدم روونه

حسرت تو،وقتی نخواد بمونه

به رگ زدم،خنجر بی خیالی

حالا شدم یه مستِ لااُبالی

دیگه برام از تو یه قصه باقی

منتظر سلام و نوش ساقی

شدم یه مست لااُبالی که باز                میگه بیا با غربت من بساز

یه دائم الخمری که جون نداره             از تو دیگه جایی نشون نداره

بریز بازم این استکان و پُر کن

خالی بکن،وجودمُ تو خالی

بذار به مستی برسم دوباره

تا بدونم فقط یه جور خیالی

خراب این دلم هنوز مسافر

مقصد تو مرگ منو نشون داد

ساقی بریز که رفتنش عذابه

میخوام که آروم بگیرم با فریاد

شدم یه مست لااُبالی که باز                میگه بیا با غربت من بساز

یه دائم الخمری که جون نداره             از تو دیگه جایی نشون نداره




کلمات کلیدی :

گفتم نرو

ارسال‌کننده : کامران آقاخانی در : 87/2/31 12:4 عصر

با تو تا همیشه

به نفس نفس من افتادم ولی،کسی نبود یاری کنه

توی اقیانوس چشمای شما،منو دلداری کنه

داشتم از دست میدادم دست تو رو،دستامو هیچکی نگرفت

هیچکسی نگفت که اون مسافره،ازم هواداری کنه

کسی نبود بهم بگه

پریه دریایه من،دختر رویایه من،ماه تماشایه من

                                        داره بهم میگه برو،میگه برو

کسی نبود بهم بگه

پرند? باغ دلم،امید و حل مشکلم،بانوی خوب و خوشکلم

                                          داره بهم میگه برو،میگه برو

صحبت یکی دو روزِ مگه نه؟

دله من باید بسوزِ مگه نه؟

چی میخوام از تو به جز خود تو رو

چشم به در باید بدوزِ مگه نه؟

عاشق همیشه عاشقت منم

نغمه و شعر دقایقت منم

باید اینو بدونی تو عاشقی

تا همیشه مرد لایقت منم

کسی نبود بهت بگه

عاشق و دیوون? تو،رفیق دیرین? تو،مست غزل خون? تو

                                           داره بهت میگه نرو،میگه نرو

کسی نبود بهت بگه

اونی که آرزوش توئی،هر جایی رو به روش توئی،دنیا و آبروش توئی

                                              داره بهت میگه نرو،میگه نرو،میگه نرو




کلمات کلیدی :